در مسیر اصغر فرهادی شدن!
  • 1396/06/22 11:57
  • 24690
نقدی بر فیلم "تابستان داغ"/ علی علی بیگی

در مسیر اصغر فرهادی شدن!

علی رغم اینکه فیلمبرداری و موسیقی فیلم عالی است ولی کارگردانی و بازی بازیگران در حد متوسط و شاید پایین تر هستند. عدم بازی گیری صحیح از بازیگران باعث شده بازیگرانی جون صابر ابر و یا پریناز ایزد یار بازی تکراری و ضعیفی از خود به نمایش بگذارند.

گروه فرهنگ و هنر زیتون؛ یادداشت وارده/ علی علی بیگی ؛ نقد فیلم12: "تابستان داغ"

فیلم تابستان داغ اولین ساخته ی کارگردان جوان، ابراهیم ایرج زاد چندی است روی پرده رفته است. این فیلم، فیلم قابل قبولی است اما نه عالی! تابستان داغ هرچه قدر هم که خوب باشد باز فیلم سطح دومی است. انگار اصغر فرهادی فقط دل تماشاگران را نبرده! دل فیلمسازان را هم برده است. پیش به سوی اصغر فرهادی شدن! اکثر فیلمسازان جوان گویا دوست دارند اصغر فرهادی شوند تا کارگردان! موجی که چندین سال است بعد از فیلم "جدایی نادر از سیمین" در بین کارگردانان جوان به راه افتاده است، هنوز با تابستان داغ ادامه دارد. علاوه بر این تابستان داغ تکرار نمونه های مشابه اش چون "ملبورن" و "شکاف" است.
تابستان داغ داستان دارد. هرچند دست و پا شکسته و کج و کوله. هرچند یک ساعت دیر شروع می شود! ایده ی اولیه ای که در فیلم است خوب است و پتانسیل آن را دارد به یک قصه ی خوب تبدیل شود ولی این اتفاق نمی افتد. فیلم به همین ایده ی خوب اکتفا می کند: داستان بچه ای که توسط بچه ای دیگر کشته شده است! حیف که نویسنده بیشتر درگیر مقدمه و معرفی های زائد می شود که هیچ کمکی به فیلم نمی کنند. اگر این ایده ی اولیه از اول فیلم بسط داده می شد، فیلم عمیق تر و جدی تر می شد. وقت فیلم با پرداخت به تنهایی کودکان، دوری از والدین، طلاق و عواقب ان، مضرات دکتر بودن! می گذرد و فرصتی برای پرداخت داستان نمی ماند. مثلا خواهر و شوهر خواهر نسرین چه گلی به سر فیلم می زنند؟ و نیازی به بودنشان در فیلم نیست. یا برادر نسرین که منفعل است و غیر از پوشیدن پیراهن بارسلونا هیچ کار خاصی در فیلم نمی کند! حتی خود نسرین هم منفعل است و نقش پیش برنده ای ندارد.
پایان بندی شلخته و سر هم آوردن عجله ای باعث می شود فیلم در یک سوم پایانی اش غیر واقعی شود. ما اضطراب نسرین از کتمان حقیقت را لمس نمی کنیم. بازی بد پریناز ایزدیار در نقش تکراری نسرین هم آن ترس از نگفتن حقیقت را به ما القا نمی کند و می بینیم وقتی همه چیز به خیر و خوشی در حال اتمام است، نسرین ناگهان همه چیز را لو می دهد. بد تر از آن رفتار دکتر است که ترجیح می دهد از مرگ بچه اش چشم پوشی کند و چیزی به همسرش نگوید. بنظرم اگر داستان زود شروع می شد فرصت کافی برای حلاجی شخصیت ها و درونیاتشان می ماند و می شد این تصمیمات را منطقی تر جلوه داد. اینکه پدری بداند فرزندش توسط بچه ای دیگر کشته شده ولی چشم پوشی کند، مستلزم پرداخت مفصل تری است.
شخصیت پردازی فیلم هم ضعیف است. ما نمی دانیم صابر ابر چرا بدهکار بوده و چرا نسرین می خواهد طلاق بگیرد و چرا مانع از دیدن دخترش توسط پدرش می شود. در ادامه هم با قتل بچه ی دکتر، رابطه ی نسرین و همسرش خوب هم می شود! خانم دکتر را هم نمی توانیم درک کنیم چرا همدان را ول کرده و آمده تهران. چیزی از گذشته شخصیت ها در فیلم نیست.
مضمون فیلم چند وجهی است. فیلم ابتدا نقدی بر عوارض طلاق در جامعه دارد و اینکه دختری که از دیدار پدرش منع می شود. در ادامه می رسیم به نداشتن فرصت کافی پدر و مادر برای فرزند! والدینی که از صبح تا شب کار می کنند و اصطلاحا بچه دستشان مانده است! و نمی دانند بچه را پیش چه کسی بگذارند. چند باری هم بچه یادشان می رود! در ادامه فیلم گریزی می زند به بچه هایی که قتل غیر عمد انجام داده اند. – که فیلم جرات پرداخت زیاد به این موضوع را ندارد – و چند مضمون ریز و درشت دیگر. این پریدن از شاخه ای به شاخه دیگر و عدم انسجام در مضمون باعث می شود اثر گذاری فیلم کمتر شود.
در مورد نکات فنی فیلم هم باید گفت علی رغم اینکه فیلمبرداری و موسیقی فیلم عالی است ولی کارگردانی و بازی بازیگران در حد متوسط و شاید پایین تر هستند. عدم بازی گیری صحیح از بازیگران باعث شده بازیگرانی جون صابر ابر و یا پریناز ایزد یار بازی تکراری و ضعیفی از خود به نمایش بگذارند.
لوکیشن خانه بسیار خوب انتخاب شده است و خاص است و بشدت در خدمت داستان است. جزئیات و نشانه گذاری های خوبی در فیلمنامه است که دیدن فیلم را برای مخاطب لذت بخش می کند. می شود گفت تابستان داغ فیلم متوسطی است که از کارگردان جوانش قابل قبول است. ولی در حد سر و صداهایی که در جشنواره فجر کرد، نیست.

کلید واژه ها:
مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  

زیتون آماده دریافت نظرات،اخبار و تحلیل های مخاطبین جهت انعکاس می باشد.