سرباز خمینی و سرباز خامنه ای و آغاز یک قصه که به سر رسید
  • 1396/06/19 15:35
  • 24663
یادداشت رسول حبیب پورواقف؛

سرباز خمینی و سرباز خامنه ای و آغاز یک قصه که به سر رسید

هنگامی که در منجلاب دنیای مادی مشغول بازی کیش و مات زندگیت هستی و تمام فکر و ذکرت دنبال نام است و آوازه ، تلنگری مثل پتک بر سرت آوار میشود

گروه فرهنگ و جامعه زیتون؛ یادداشت رسول حبیب پورواقف 
نمی دانم چه رازی در نام شهید است ؛ دل را صاف و زلال میکند گوئی آبی است طاهر و پاک که تمام زشتی ها و پلیدیها را از بین می برد، " شهید "  انسان را به حرکت وا می دارد و از این روزمرگی کسالت بخش زندگی نجات میدهد .یادش حی است و محیی، عشق است و معشوق، انتظار است و منتظر، نور است و طلیعه صبح ، درد است و درمان، اصلاً نام شهید، زندگی است... هنگامی که در منجلاب دنیای مادی مشغول بازی کیش و مات زندگیت هستی و تمام فکر و ذکرت دنبال نام است و آوازه ، تلنگری مثل پتک بر سرت آوار میشود ، (( شهید ))  ...
بغض سنگینی است  که گلویت را میفشرد با یک دنیا حرف ناگفته و نم نم بارانی ، جاری .
می خواستیم برای شهید بی سر مدافع حرم ، مراسم بگیریم و بگوییم هنوز هم هستند کسانی که ایمان کامل به نبوت حضرت رسول ص و امامت مولاعلی ع دارند، می خواستیم بگوییم چگونه یک جوان 25 ساله در مقابل دشمن قدار، سلفی عزت می گیرد و دنیای استکبار را به سخره. آری ؛ حججی، حجت خداوند بر همگان شد. 
کار که برای رضای خدا باشد، اجر و مزد اخروی دارد و قطعاً شهدا واقف بر نیت و اعمال هریک از ما هستند، برنامه ریزی برای جمعه بود، گفتیم برای شنبه بماند که سخنران هماهنگ شود، نشد و برای روز یکشنبه ماند اما این بار هم نشد و روز سه شنبه موعد عاشقی مقرر گشت. دوشنبه گفتند: مراسمتان میهمان ویژه ای دارد، گفتیم: مراسم شهدا میهمان ویژه ندارد و همه ویژه هستند اما خبر تکانم داد و لرزه بر جانم انداخت، میهمان ویژه ، بله میهمان، ویژه بود ....

پیکر فهمیده آذربایجان، شهید دفاع مقدس "حسن جنگجو"  پس از 34 سال که در رمل و خاک جبهه ها مدفون بود، میهمان مراسم شهید محسن حججی بود، حسن آمد تا بگوید همان محسن است که پیکرش تکه تکه اسیر دست حرامیان است، رسم شیعه نیز همین است ... شهیدان آداب میهمانی و میزبانی را خوب بلدند و همیشه آنها میزبانند و ما میهمان!  همین جاست که صدای آلیاژ آوینی گوشم را صیقل می دهد: (( ای آنکه بر کرانه ازلی و ابدی وجود بر نشسته ای ، دستی بر آر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون کش)).
راستی! تراژدی آخر؛ مادر جنگجو نیز بوی پسر شنید و آرام گرفت ....
 

کلید واژه ها:
مشاهده مطلب
نظرات مخاطبان
  • و اَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّه
    پاسخ ۱۳۹۶/۰۶/۲۰ - ۲۲:۵۶
    سلام ؛ 《"شهادت" داستان ماندگاری آن هایی است که دانستند دنیا جایی برای ماندن نیست 》
    به به برادر اجرکم عند الله ، دلنوشته ای کم نظیر بود ، چشم آدمی را تر میکند
    0 + 0 -
  • مهدی بابائی
    پاسخ ۱۳۹۶/۰۶/۲۰ - ۲۳:۲۳
    زنده نگه داشتن یاد شهدا کمترازشهادت نیست این بهترین جمله میتواندباشد برای کسانی که برای زنده نگه داشتن یاد شهدا وادامه راه آنان تلاش می کنند.اجرکم اندلله
    0 + 0 -
نظر شما
  • 2
  • 0
  • 0
  •  
  •  

زیتون آماده دریافت نظرات،اخبار و تحلیل های مخاطبین جهت انعکاس می باشد.