چند پله پایین تر!
  • 1396/06/05 12:24
  • 24434
نقدی بر فیلم "سارا و آیدا"/ علی علی بیگی

چند پله پایین تر!

ریتم کند است و خسته کننده. زمانی هم که کم کم داستان دارد به حرکت می افتد، نویسنده آیدا را می کشد. شانسی! بر اثر تصادف. و این تصادف تاثیر گذار است بر کل فیلم. کل فیلم نباید روی یک شانس باشد...

گروه فرهنگ و هنر زیتون؛ یادداشت وارده/ علی علی بیگی ؛ نقد فیلم11: "سارا و آیدا"


هنوز لذت دیدن سعادت آباد از ذهنم پاک نشده بود که پای آخرین ساخته ی مازیار میری نشستم. سارا و آیدا. سعادت آباد بهترین کار میری است به نظرم. و بعدا حوض نقاشی. پاداش سکوت هم قابل توجه است و البته قابل بحث. حتی فیلم کتاب قانون میری هم هرچند حال و هوای طنز دارد ولی باز نکات قابل تاملی دارد.
اما سارا و آیدا یک نزول چند پله ای برای مازیار میری است. حتی پایین تر از کتاب قانون است.
از مضمون شروع کنیم: سارا و آیدا نکته قابل توجهی ندارد که رویش بحث کرد. پر مدعاست و توخالی. حرفی نمی زند. می خواهد از اخلاق دم بزند. نمی تواند. الکن است. مشخص نیست مضمون چیست. پیرزنی باید به زندان بیافتد. بخاطر حماقت بچه اش. که ما این را نمی دانیم. فقط کارگردان به ما می گوید و مجبوریم قبول کنیم! چه حماقتی؟ مشخص نیست. حتی در کل فیلم این پسر را نمی بینیم. تنها چیزی که ازش می دانیم اسمش است! میثاق! کل روند فیلم در راستای یک‌مضمون نیست. لحظه آخری که زن چرخش اعتقادی پیدا می کند و قهرمان بازی در می آورد و فیلمساز شعار می دهد، و زن اعتراف به جرمش می کند را اگر از فیلم حذف کنیم هیچ اتفاقی برای فیلم نمی افتد. فیلم می توانست بدون اینکه زن به اشتباهش اعتراف کند، تمام شود پس مضمونی چارچوب مند در فیلم نیست که با تغییر پایان بندی فیلم ابتر بماند.

فیلمنامه دیر شروع می شود. جایی که سعید به سارا پیشنهاد تقلب در مناقصه را می دهد. حدود دقیقه ی چهلم. به زندان افتادن پیرزن و درآمدنش الکی است و به درد فیلم نمی خورد. نامزد سارا الکی در فیلم می پلکد. رابطه ی آیدا و سعید در نیامده و بیشتر شبیه مسخره بازی است. هیچ سنخیتی بین آیدا و سعید نیست. نامزدی علیرضا و سارا هم همینطور. هیچ صحنه ای از نامزد بودنشان را نمی بینیم. سارا در خرید های بچه گانه اش با دوستش است و فرصتی برای نامزد بازی ندارد.
رابطه ی سارا و آیدا هم حتی عمیق نمی شود و جزئیاتی ندارد تا این رابطه را عمیق تر کند. از تک صحنه های خوب فیلم می شود به جایی اشاره کرد که سارا فیلم دابسمش اش با آیدا را نگاه می کند و گریه می کند.

 ریتم کند است و خسته کننده. زمانی هم که کم کم داستان دارد به حرکت می افتد، نویسنده آیدا را می کشد. شانسی! بر اثر تصادف. و این تصادف تاثیر گذار است بر کل فیلم. کل فیلم نباید روی یک شانس باشد.
دقیقا همین جاست که نویسنده به سرش میزند مفهوم جدیدی در فیلمش داد بزند! آبروی مرده باید حفظ شود! کاش نویسنده درباره الی را می نشست و نگاه می کرد. چقدر عالی کل فیلم در خدمت داستان الی است و اینکه همه تقصیرات گردن الی می افتد. و تردید بین اخلاق و بی اخلاقی را میبینیم و درکش می کنیم. در سارا و آیدا این اتفاق نمی افتد و کار، کپی برداری ناقص از درباره الی است. ما تردید سارا را درک نمی کنیم. دوراهی سارا خوب پرداخت نشده است. نویسنده خودش همه چیز را طوری می چیند که همه چیز علیه آیدا باشند، تا اخلاق سارا را محک بزند! و سپس به سارا دستور می دهد تا جرمش را گردن بگیرد.
سعید چه جور صاحب یا شریک شرکت میلیاردی است که خودش دنبال حقه بازی در مناقصه است؟ ما هیچ چیزی از این شرکت نمی دانیم و نمی بینیم. فیلم پر است از این نداشتن جزئیات. 

در مورد بازی ها هم می توان گفت نه بازی غزل شاکری، نه بازی پگاه آهنگرانی و نه بازی ناامیدکننده مصطفی زمانی، هیچکدام خوب نیستند. مشکل بیشتر به انتخاب بازیگر مربوط است تا بازی. انتخاب بازیگر ها مناسب نیستند. کمی پگاه آهنگرانی شبیه الکی خوش هاست. 

در هر حال سارا و آیدا برای مازیار میری عقب روی است. منتظر کارهای بهتری از میری هستیم.

کلید واژه ها:
مشاهده مطلب
نظرات مخاطبان
  • فرشاد
    پاسخ ۱۳۹۶/۰۶/۰۵ - ۲۳:۲۸
    احسنت
    عالی بود
    3 + 0 -
نظر شما
  • 1
  • 0
  • 0
  •  
  •  

زیتون آماده دریافت نظرات،اخبار و تحلیل های مخاطبین جهت انعکاس می باشد.