بیوتکنولوژی یا اصلاح نباتات؟/ انقلاب سبز دیگری در راه است/ پایان گرسنگی با محصولات دستکاری ژنتیکی/ راهکارهای کاهش خطرات احتمالی محصولات تراریخته
  • 1395/07/18 08:43
  • 18645
داستان تراریخته ها (3)؛

بیوتکنولوژی یا اصلاح نباتات؟/ انقلاب سبز دیگری در راه است/ پایان گرسنگی با محصولات دستکاری ژنتیکی/ راهکارهای کاهش خطرات احتمالی محصولات تراریخته

تولید محصول به روش سنتی منافاتی با روش­های نوین دارد و هر دو می­توانند در کنار هم برای تولید محصولات کشاورزی مورد استفاده قرار گیرند و در راستای تحقق اهداف کشاورزی تلاش کنند.

گروه علم و دانش زیتون؛  مقاله وارده/ پویا مطیع نوع پرور، کارشناس ارشد مهندسی کشاورزی-بیوتکنولوژی

داستان تراریخته­ ها (3)

در دو قسمت قبلی مقاله "داستان تراریخته­ ها[1][2]" به معرفی این محصولات پرداخته شد، محاسن و معایب آن­ها بیان شد، سخنان طرفین دعوای استفاده یا عدم استفاده از تراریخته­ ها بیان گردید، نظرات محققان و دانشمندان کشور منعکس شد و دیدگاه و مسیر قانون در مورد چنین محصولاتی بررسی گردید. در این قسمت از مقاله به بخشی از ابهامات و شبهات بیان شده در استفاده از محصولات کشاورزی دستاریژنتیکی شده پرداخته می­شود.

اینکه مخالفان کشت محصولات تراریخته چه هدفی را از این مخالفت دنبال می­کنند و یا اینکه موافقان با چه انگیزه­ ای به دنبال گسترش کشت این گیاهان در کشور هستند خود  سوالی بزرگ است ولی این موافقت و مخالف­تها با هر نیتی که باشند باید این سوال را پرسید که نتیجه­ ی آن آیا به نفع کشور و ملت ایران خواهد بود یا نه. به طور مسلم تولید محصولات کشاورزی سالم و با کیفیت و عرضه آن با قیمت مناسب برای مصرف کنندگان و کسب رضایت ملی هدف بزرگی است. در این بین استفاده از پتانسیل و مزایای داخلی و فراهم آوردن امکان پیشرفت بخش کشاورزی ثوابی نیکوست. به هر حال در هر زمینه­ ای باید ابدا صلاح عموم مردم را در نظر گرفت. در این مقاله نیز با چنین نگاهی به سراغ سوالات شبهه انگیز تراریخته­ ها می­رویم. برای پاسخگویی به چنین سوالاتی در قسمت­های بعدی تلاش خواهد شد تا با مسئولین امر مصاحبه­ هایی انجام گیرد. هدف از این مقالات روشنگری و شفاف سازی است که ذهن مردم را نسبت به تحقیقات و تولیدات کشاورزی کنجکاو و آن­ها برای توجه به آنچه مصرف می­کنند آگاه سازد.

بیوتکنولوژی یا اصلاح نباتات؟

در ابتدای بحث به دو روش رایج در تولید گیاهان مطلوب می­پردازیم. منظور از گیاهان مطلوب گیاهانی هستند که دارای صفات مناسبی برای کشاورزی و مصرف می­باشند. برای مثال کشت و مراقبت از گیاهانی که همزمان جوانه زده و سبز می­شوند بسیار آسان­تر از گیاهانی است که به طور تصادفی در زمان­ های مختلف چنین مراحل رشدی را طی می­کنند. هدف از علم اصلاح نباتات به عنوان روش تولید چنین گیاهانی نیز همین است. در همین باره سوالی مطرح می­گردد مبنی بر اینکه با وجود هزینه­ های بسیار زیاد تولید گیاهان مطلوب به کمک بیوتکنولوژی و فناوری تراریخته، همچنین با وجود خطرات احتمالی چنین محصولاتی و مدت زمان طولانی هر دو روش چرا از روش سنتی اصلاح نباتات بهره نبرده و از روش­ های مولکولی و تغییر ژنتیکی گیاهان برای رسیدن به هدف استفاده می­کنند؟

انتقال "صفت" از جانوران به گیاهان

به زبان ساده، در اصلاح نباتات از تلاقی (تولید مثل جنسی) گیاهان برای رسیدن به صفت مناسب استفاده می­کنند. یعنی در طول چندین سال تلاقی بین گیاهانی که صفت مورد نظر را دارند و گیاهانی که این صفت را ندارند تلاش می­شود تا یک صفت مطلوب مثل اندازه دانه بزرگ را به گیاهانی که فاقد این صفت هستند منتقل کنند. منتها در اصلاح نباتات سنتی محدودیت بزرگی وجود دارد. از آنجایی که تمام گیاهان نمی­توانند با هم تلاقی پیدا کنند پس امکان انتقال صفت از هر گیاه به گیاه مورد نظر نیز وجود ندارد. از طرف دیگر صفت مورد نظر ممکن است در هیچ گیاهی وجود نداشته باشد یا کلا به طور طبیعی در هیچ موجود زنده ­ای مشاهده نشود. برای نمونه هیچ ذرتی به صورت رنگارنگ در طبیعت وجود ندارد. این محدودیت­ها به کمک بیوتکنولوژی و فناوری نوترکیب رفع شده است. یعنی می­توان صفت مورد نظر را از هر موجودی به گیاهان منتقل کرد. نمونه برای مثال ژن مربوط به نوعی پروتئین ضد یخ را از نوعی ماهی به انواع گیاهان منتقل کرده­ اند و در نتیجه این گیاهان قادرند تا دماهای زیر صفر را تحمل کنند بدون اینکه دچار یخ زدگی شوند. توجه کنید که این پروتئین قبلا در ماهی وجود داشته و ما همان ماهی را مصرف میکردیم و اکنون در داخل گیاه بیان می شود و در صورتی که حساسیت یا مشکلی ایجاد میکرد بایستی در اثر خوردن ماهی نیز دچار مشکل میشدیم. محدودیت دیگر یعنی عدم وجود صفت مورد نظر در طبیعت نیز به کمک فناوری تراریخته قابل حل است. تولید ذرت­هایی با دانه­ های رنگی چنین مثالی است.

انقلاب سبز دیگری در راه است

انقلاب سبز (انقلاب کشاورزی) که با تلاش­های نورمن بورلاگ – پدر انقلاب سبز و برنده جایزه نوبل صلح 1970 – به انجام رسید به کمک اصلاح نباتات جان بیش از یک میلیارد انسان را در مکزیک، فیلیپین، هند و آفریقا نجات داد، مردم را از گرسنگی رهایی بخشید و جان تازه ­ای به اقتصاد این کشور­ها بخشید. در واقع اصلاح نباتات تلاش کرد تا پتانسیل پنهان در گیاهان برای افزایش میزان تولید را آزاد کند و مثلا تولید گندم از 500 کیلوگرم در هکتار را به چندین تن در هکتار برساند. در کنار این روش­ ها، استفاده از ظرفیت­ های آب و زمین و بهره وری درست از کود و سم به این امر کمک کرد. بر همین اساس مخالفان، این ایده را مطرح می­کنند که در حالی که هنوز به طور کامل از پتانسیل تولید و ظرفیت کشور برای افزایش تولید استفاده نکرده ­ایم چرا باید از بیوتکنولوژی و گیاهان تراریخته بدین منظور بهره ببریم که سخن تقریبا درستی است. موافقان نیز در پاسخ چنین ابراز می­کنند: در وحله­ ی اول افزایش تولید به کمک پتانسیل­ های موجود در کشور و رسیدن به ظرفیت تولید منافاتی با تولید محصولات تراریخته ندارد. فرض کنید پتانسیل تولید گندم در کشور 1000 میلیون تن در سال و میزان تولید فعلی 500 میلیون تن در سال باشد که 50 درصد می­باشد. با استفاده از امکانات موجود و افزایش بهره­ وری زراعی به کمک روش­های صحیح آبیاری و کود دهی و ... این ظرفیت به 90 درصد رسانده شود. حال در هر سالی که بیماری یا آفتی این محصولات را آلوده کند میزان تولید به شدت کاهش یافت. سال­های بعد دوباره تلاش کرده و میزان تولید به همان 90 درصد رسانده شود. این امر یعنی عدم ثبات در میزان تولید و نوسان تولید که هزینه­ های پایداری تولید در سال­های متوالی و متمادی سرسام آور خواهد بود که باز هم جیب تولید کنندگان و وارد کنندگان سموم مختلف را پر خواهد کرد. در صورت استفاده از گیاهان تراریخته ­ای که مثلا مقاوم به آفت هستند، مقاومت در برابر عوامل محیطی سخت مثل سرما و خشکی را دارند و هر صفت مطلوب دیگری باعث خواهد شد تا امکان تولید پایدار در کشور فراهم شود و با وجود هزینه ­های تولید محصولات تراریخته، هزینه ناشی از کشت در سال­های پیاپی بسیار کمتر از هزینه حفظ تولید باشد. در همین مورد مصاحبه­ ای با آقای بورلاگ در نوامبر 2002 انجام شده و در پاسخ به سوال پرسیده شده مبنی بر نظر ایشان برای استفاده از روش­ های بیوتکنولوژی در کشورهای در حال توسعه چنین ابراز کرده­اند[3]:

بورلاگ: "بیوتکنولوژی به چنین کشورهایی کمک می­کند تا به چیزی که به کمک اصلاح نباتات سنتی هرگز نمی­توانند به آن برسند دست یابند. این فناوری بسیار دقیق بوده و در مراحل زراع زمان کمتری صرف می­شود. مردم باید در مورد اهمیت بیوتکنولوژی برای تولید غذا بیشتر آگاه شوند تا جر و بحث کمتری صورت گیرد.

عادت­های غذایی باید شناخته شوند و البته تغییر عادات غذایی دشوار است. ابتدا باید با محصولاتی آغاز کنید که برای کشور اهمیت زیادی دارند و فناوری را در راستای بهبود این محصولات به کار گیرید تا بتوانید میزان تولید آن را دو یا حتی سه برابر کنید. ابتدا با انتخاب کرت­های آزمایشی کار را آغاز کنید و پتانسیل محصولات جدید را به کشاورزان نشان دهید. تحویل بذر به کشاورزان بسیار آسانتر از ارایه کود به آن­هاست. در جاهایی که دسترسی به کود وجود دارد، بسیاری از کشاورزان پول خرید آن را ندارند. کشاورزانی که موفقیت تولید چنین محصولاتی را مشاهده می­کنند می­توانند سیاست­های دولتی را نیز تغییر دهند و تمایل عمومی به بیوتکنولوژی را دچار تغییر نمایند.

در آفریقا پتانسیل بالایی برای استفاده از محصولات تراریخته وجود دارد. برای مثال محصولات رانداپ ردی[4] در این کشورها قابل ارایه هستند. ژن مقاومت به علفکش درون محصولات جای میگیرد. بچه­ های بیوتکنولوژیست روش­ های خوبی برای بهبود روش­های زراعی دارند. برای مثال کشاورزان سنتی آفریقا از دست گیاهان علفی که حاشیه­ ی تیز و برنده دارند به ستوه می­ آیند بنابر این آن­ها را له کرده و می­سوزانند. محصولات مقاوم به علفکش این علف های هرز را ندارند.

با اینکه بیوتکنولوژی برای تولید محصولات کشاورزی بسیار امیدبخش است، نمی­توان اصلاح نباتات سنتی را نیز نادیده گرفت زیرا این روش­ ها همچنان اهمیت دارند. در قرن گذشته به کمک روش­ های اصلاح نباتات سنتی میزان تولید محصولات کشاورزی افزایش یافته و استفاده از این روش­ها در کشورهای در حال توسعه نیز می­تواند مفید باشد."

آقای بورلاگ در پاسخ به این سوال که به نظر برخی محصولات تراریخته آثار سمی از خود نشان می­دهند چنین پاسخ داد:

بورلاگ: "وجود این سمیت در چنین محصولاتی نشانه خوبی نیست ولی می­دانم که به هر حال امکان وجود حساسیت­ زایی نیز وجود دارد. انسان­ ها همیشه با حساسیت به غذاهای طبیعی نیز دست به گریبان بوده ­اند پس چرا چنین حساسیتی نباید در گیاهان تراریخته مورد انتظار باشد؟ محققان دایما در حال بررسی آلرژی­زایی محصولات هستند و احتمالا بتوانند با دستکاری بذور خطرات را کاهش دهند. گزارشاتی از دانشمندان دانشگاه کالیفرنیا در برکلی به دست آمده که غذاهای انسان­ها از زمان آغاز کشاورزی را مورد بررسی قرار می­دهند و متوجه شده­ اند که از همان زمان ترکیباتی در مواد غذایی انسا­ن ها وجود داشته که برای انسان سمی و سرطانزا بوده است. با این ضرری برای ما نداشته­ اند.

پایان گرسنگی با محصولات دستکاری ژنتیکی

اگر شما یک دانشمند نظری باشید، می­توانید در مورد مطلبی که گفتم فلسفه ببافید ولی من برای مدت زیادی در مزرعه کار کرده ­­ام و باور دارم که محصولات دستکاری ژنتیکی شده روزی به گرسنگی در جهان پایان خواهند داد. من به به ارزش محصولاتی که به روش سنتی تولید شده­اند آگاهم ولی می­توانم ضرورت محصولات تراریخته­ای مثل آنهایی که ژن مقاومت به علفکش یا هر ژن دیگری که توسط بیوتکنولوژی به گیاه وارد شده را درک کنم."

در مورد اثرات زیست محیطی چطور؟

بورلاگ:"بیوتکنولوژی به کشاورزان کمک می­کند تا در زمین کوچکی مقدار بیشتری محصول تولید کنند. همین امر از نظر زیست محیطی بسیار مطلوب است. برای مثال تولید جهانی دانه در سال 1950 692 میلیون تن بود. حدود 40 سال بعد کشاورزان در همان مقدار زمین 9/1 میلیارد تن محصول برداشت کردند یعنی 170 درصد افزایش! در حالی که برای تولید این مقدار محصول در حالت قبل باید 8/1 میلیارد هکتار زمین را به جای 600 میلیون هکتار قبلی به کشاورزی اختصاص میدادیم و این در صورتی بود که به همان روش کشت 1950 ادامه میدادیم.

 در صورتی که به کشاورزی سنتی ادامه میدادیم باید میلیون­ها جریب جنگل را از بین میبردیم و ساکنان این حیات وحش را نابود میکردیم تا زمینهای زراعی را به حدی گسترش دهیم که بتوانیم غذای جکعیت در حال رشد انسان­ها را تامین کنیم. در این صورت باید سم بیشتری را نیز در سطح گسترده­تری مصرف میکردیم که محیط زیست را بسیار بیشتر دچار صدمه میکرد. فناوری به ما این امکان را می­دهد تا خاک را کمتر فرسایش دهیم، تنوع زیستی را کمتر متاثر کنیم و حیات وحش، جنگل­ها و چمنزارها را کمتر آسیب برسانیم."

به نظر شما آیا در این قرن نیز انقلاب سبز دوباره رخ خواهد داد؟

بورلاگ: "انقلاب سبز یک فرایند در حال اجرا است. میلیون­ها نفر در جهان غذای کافی دریافت نمی­کنند. جمعیت جهان در 2025 به 3/8 میلیارد نفر خواهد رسید. به نظر من در آن زمان به یک میایارد تن دانه بیشتر نسبت به اکنون نیازمند خواهیم بود. باید عملکرد (میزان تولید در هکتار) محصولات کشاورزی را افزایش دهیم. عملکرد بیشتر امروزه اهمیت بیشتری یافته است زیرا شهر نشینی بیشتر شده و در نتیجه بسیاری از زمین­های کشاورزی رها شده­ اند. بایستی از روش­های اصلاح نباتات سنتی و همچنین بیوتکنولوزی برای مقابله با چالش­های قرن حاضر استفاده کنیم"

در مورد استفاده از محصولات تراریخته، گاهی بر روی نمونه­های خاصی مثل گیاهان مقاوم به سم گلایفوسات (رانداپ) تمرکز شده و روی همین موضوع مانورد داده می­شود. ادعای شرکت­های سازنده چنین سمومی چنین است که این سموم در طبیعت به راحتی تجزیه شده و هیچ زیانی برای محیط زیست و انسان ندارد. این در حالی است که مخالفان به اخبار ضد و نقیض مختلف تکیه کرده و بر خلاف ادعای تولید کننده آن را بسیار زیانبار می­دانند. باید توجه کرد که چنین اخباری به تنهایی قابل اتکا نیست و بهترین منبع برای بررسی مقالات قابل اعتماد علمی هستند که صرفا برای بررسی اثرات ترکیب مورد نظر مطالعه انجام داده­اند. در سایت مرکز معتبر علمی NCBI 2261 مقاله در رابطه با گلایفوسات درج شده است که 1232 مورد آن مربوط به اثرات این سم در موارد مختلف است که مورد بررسی قرار گرفته. با بررسی تعدادی از مقالات معتبر نتایج زیر حاصل شد:

  • علفکش­های مبتنی بر گلاسفوسات به دلیل تاثیر مناسب و غیر سمیت بر گونه­ های غیر هدف کاربرد وسیعی در جهان دارند.
  • استفاده نامحدود و کنترل نشده از چنین آفتکش­هایی آثار زیانباری بر سلامت انسان و محیط زیست دارند.

راهکارهای کاهش خطرات احتمالی محصولات تراریخته

با این وجود باید به یاد داشت که منظور از گیاهان تراریخته فقط گیاهانی نیستند که به سم یا آفتکش خاصی مقاوم باشند و صفات مطلوب دیگری نیز به کمک فناوری تراریخته قابل دستیابی هستند که خطر شناخته شده­ا ی نیز در بر نداشته باشند. بنا بر این نباید تمام محصولات تراریخته را به یک چوب زد. شاید راه حل مناسب در وهله اول آگاه سازی مردم و سپس محدود کردن استفاده از محصولات تراریخته­ ای باشد که خطرات احتمالی  ثابت شده­ ای دارند.

نهایتا می­توان چنین نتیجه ­گیری کرد که محصولات تراریخته بنا به طبیعت متنوع موجودات زنده و انسان می­توانند در افراد مختلف تاثیرات متفاوتی داشته باشند و در بعضی افراد آلرژی­ باشند. ممکن است شرکت ­های تجاری توجه کمتری به موارد زیست محیطی داشته باشند ولی سازمان­های مسئول وظیفه دارند تا این محصولات را بررسی کرده و نتایج را به مردم گزارش دهند تا مردم خود تصمیم بگیرند که چه محصولی را مصرف نمایند. در صورتی که به یقین محصولی برای سلامت انسان و دام و محیط زیست خطرناک تشخیص داده شود بایستی آن محصول خاص محدود گردد. کشورهای مختلف ممکن است دلایل متفاوتی برای آزادسازی یا ممنوعیت محصولات تراریخته داشته باشند از جمله مقاصد اقتصادی اتحادیه اروپا و آمریکا یا مقاصد مذهبی و ...

ولی در کشور ما باید با توجه به شرایط ایران تصمیم گیری شود. تولید محصول به روش سنتی منافاتی با روش­های نوین دارد و هر دو می­توانند در کنار هم برای تولید محصولات کشاورزی مورد استفاده قرار گیرند و در راستای تحقق اهداف کشاورزی تلاش کنند. باید تلاش شود تا کشور به سمت بی ­نیازی از خارج گام بردارد و در همین مسیر تعادلی بین واردات و تولید داخل برقرار باشد. چنین تعادلی باید در واردات و تولید داخلی محصولات تراریخته نیز رعایت گردد و نظر مصرف کنندگان در اولویت قرار گیرد. امید است با توکل به خداوند متعادل از تصمیمات صحیح گرفته شود و از این برهه نیز به سلامت عبور گردد. 

 

 

[1] http://www.zeytunnews.com/News/18527

[2] http://www.zeytunnews.com/News/18442

[3] http://www.actionbioscience.org/biotechnology/borlaug.html

[4] Roundup Ready®

کلید واژه ها:
مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  

زیتون آماده دریافت نظرات،اخبار و تحلیل های مخاطبین جهت انعکاس می باشد.